سيد جلال الدين آشتيانى

919

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

ذات ، عين حقيقت محمديه است ، و به همين جهت متجلى در انبياء است . عيسى در ظهور ، تابع آن حضرت است . نقل و تحقيق محيى الدين در كتاب فصوص الحكم گويد : « ليس هذا العلم ( يعنى علم بمراتب و مقامات وجود » إلّا لخاتم الرسل و خاتم الاولياء » ، چون احاطهء بجميع مراتب و مقامات ، كليها و جزئيها جليلها و حقيرها ، و تميز بين مراتب و مقامات ، شأن كسى است كه متحقق باسم اعظم باشد . متحقق باسم اعظم و محيط بمراتب وجود بحسب ظهور و بطون ، خاتم انبياء و خاتم اولياء است . بر طبق موازين كشفيه ، متحقق باسم اعظم ، بايد كسى باشد كه واسطه بين ظهور حضرت واحديت و اسماء كليه و جزئيه و اعيان ثابته باشد ، اين مقام در بين انبياء ، اختصاص به حضرت ختمى دارد . ما در فصل تاسع « 9 » بنحو اشباع اين مطلب را ذكر كرديم . اگر انبياء قبل از حضرت ختمى ، متحقق باسم اعظم بودند ، و حصول كثرت اسمائى و صفاتى معلول ظهور و تجلى آن‌ها بود ، هرآينه مقام خاتميت را احراز كرده بودند . روى همين ميزان ، حضرت ختمى ، خاتم نبوت و ولايت است . به همين جهت ، خاتم اولياء عيسى نيست . چون عيسى بتصريح اهل كشف و روى موازين عرفانى ، مظهر اسم اعظم نيست ، بلكه مظهر برخى از اسماء است ، و مظهريت اين اسم ، اختصاص بخاتم انبياء دارد . عيسى چون اسم اعظم و اسم جامع نيست ، ممكن نيست خاتم الاولياء باشد . خاتم الاولياء كسى است كه بحسب باطن ولايت ، عين حقيقت محمديه و ولايت او نيز مطابق نبوت حضرت ختمى ازلى باشد . لذا حضرت رسول فرمود : « كان علي مع الانبياء سرا و معى جهرا » . همان‌طورىكه خاتم انبياء علت ظهور انبياء عليهم السلام است ، خاتم الاولياء اين منصب را واجد است ، و انبياء حق را از مشكاة مقام ولايت او شهود مىنمايند ، لذا شيخ در فصوص بعد از عبارت مذكور گفته است : « و ما يراه ( يعنى حق را ) احد من الانبياء و الرسل إلّا من مشكاة الرسول و لا يراه احد من الاولياء إلّا من مشكاة